کمر لاله شکسته نسترن پرپر و زنبق چوب خشک.
چله اما برسریر یخ به کولاک است و فرمان .
روزگار زاغکاست و جغد بی رحم
پا کشند بر خاک باغ گرگهای وحشی بی عنان.
شاخه ها خشکیده هر سو لرز لرزان
می خورند برهم به نجوایی دگر از این
خزان.
شاخه ها خشکیده هر سو لرز لرزانند ز باد
هم صدا با زوزه ی باد گویی بربط می نوازد این خزان.
باغ پایمال است از سوزی سیه
باغبان اما شکسته فکر اینکه بگذرد
از این زمستان .
ما را در سایت هدیه به آشنا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 151