هدیه به آشنا

خرید بک لینک
نمی گیری سراغم را نمی پرسی چرااحوال زارم. … /. ندانسته خطایی سر زده ازمن که این سان بی قرارم …/.درون سایه های شوم اطرافم خبرهاست…. /. تو می دانی که من مشغله ای جزیا د شیرینت ندارم رهایم گر کنی گرگهای وحشی می درندم بی محابا…. /. منه شادی دشمن را به تقدیرم که مرگ آید به کارم. / به شب تار روز روشن همه حال یادت گرانسنگ امیدم… //. مخواه در دام. فقر وهجرافتد عا شقت.که بی توسخت بیمار. / ز بوی عطر تو مست ازنگاهت شرمسارو سرخوشم…. //به تمنای تو مشغول شوق تو شعردلم مثل اینکه زیربارانم.. ///////….. ازت ممنونم که نظرت را برای رفع ایرادات می نویسی عزیز هدیه به آشنا...ادامه مطلب

ما را در سایت هدیه به آشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 13:32

جدول دنیا ی ما هرگز نخواهد شد تکمیل صفت مکاری روبه نخواهد شد تعدیلجنگ احمق ها در این دنیا نمی گردد تما مسایه درذات جهان است کی شود هرگز بدیلقله ای روید پس هر قله هرپایان کاردر میانبر هم گره رویدهمی کوروثقیل.طبع خا ک این است گریه ازپی خال خوششهر دمی دارد بها پیدا وپنهان ای عقیل در میان راه باید یابی آن درگران زند گی تا شوی همسایه خورشید تابان بی دلیل هدیه به آشنا...ادامه مطلب

ما را در سایت هدیه به آشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 12:53

گلایهسراسر رنج ودرد است لاجرم این بار هستی نمی گردد جدا غم لحظه ای حتی به مستی زدم چند ساغری می گم کنم غمها ی دل راامان از من برید اشک چو بارانم به سختی بریز ساقی دمادم تا شود وارونه پندارغم دیرینه کم ارد دمی زین سرسختیهزاران سال گذشته از هبوط ما گرفتارکجایی ای فنا ی زود هنگام خواب هستی درین سرمای سخت دی به دام افتاده ایم مابهاران را چه شد ای وای ما زین شوربختی هدیه به آشنا...ادامه مطلب

ما را در سایت هدیه به آشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 12:53

آسمان صاف وشب آرام درد اما بر سرانجامکو دوایی تا که این وحشی دردم را کند رامبه کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خودچشم را تا کی بیاویزم زشام تا صبح بر با ممن کنون درنا کجا آباد این زندگی سرمیکنمرفته بربادآرزوهامن به یغما دادمش عمرگرام روزگارم هرگذردامی برایم کاشته ومن بیخبردشمنانم گرگ با ران دیده ومن لیک خام احساس من دائم به زندان شرور فکرها بودهرلحظه ازره می رسید بوی تعصب برمشاممثل اینکه حال هیچ کس خوش نبود اطرافمن.بگذریم من جمع کردم کوله ای تجربه ازداموچنین شعر تری داده مرا آن رنجهای بیشمارراه راستی رفتنت مستی دهد هرلحظه کام کامدمید از قله های سرفرازی آفتاب نو بهارانشمیم فرخ بهمن پی عزم وغرورملی ایرانیانشکوفه داد باور از شکوه شاخه های افتخاررمید از باور سبزتجلی رخوت سرد زمستانبنفشه صف کشید هر کوی وبرزن بهر لبخند زمانه شد به کام شیرین ز فرکامکارانرسید از شرق باورطلوع مهر، شکوه شاهدانموج دریا رام ازمهر فر فروردین فروزان هدیه به آشنا...ادامه مطلب

ما را در سایت هدیه به آشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: جمعه 4 اسفند 1402 ساعت: 16:21

چنگ. چنگ را بردار وامشب بزن آهنگی عزیز سخت دلگیرم بده ساقی پیاپی پیک لبریز کاش میشد سر نهاد ورفت وکمشد در غباریا که چون رویا محو از جبریک اثبات تیزدفتر حرفهای تنهایی من پر شده از بیهودگیبوی باروت وصدای رعد آید ازسکوتم یکریزکهکشانی ازسلولها رابسیج کردم به دیدار پرچم سبزی علم شد آخراز دل پی پرهیزروزگاری است ندارم خبر از جان سوختمتا به کی در وادی حسرت شود جانم ریزبر نمی دارم دست از سوز سودهای تومی زنم هر کوبه ی ره بر خبراز تو تمیز هدیه به آشنا...ادامه مطلب

ما را در سایت هدیه به آشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: جمعه 4 اسفند 1402 ساعت: 16:21

صفحه بندی