.......نیمه راه.....

خرید بک لینک
انگار که راه هیچ نچرخیده به چپ یا که نرفته لب پرتگاه .

گویا که سرابی ننماییده رخ موج وشش از پس ایستگاه .

گفتیم رباییم به تدبیر همه هوش و هواس از سر حوران .

ای وای که ماندیم پس چند گام در این صفحه ی شطرتجی بنگاه .

از پس قبض دمادم دل من زود رسید آخر کار.

بسط اما همه در حصر دریغ چهره ی سوخته ام خود سند ش سرد و سیاه.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 10:16 توسط علی صفا عسگری |
هدیه به آشنا...

ما را در سایت هدیه به آشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 22:26

صفحه بندی