خرید بک لینک

پیچ جاده

پیچ جاده

خیالم با تو درگیر است
هوایت دائم اندر سر نفس گیر است
به زنجیر طلا پای دلم بستی
عجب اینجا هوایش بس که دلگیر است
غروبی بس غم انگیز وفراقت.
در این دام هزار توی ، مصلحت دیر است سراب سرد راهم می دمد بیهوده هر ان
خبر می اورد از غصه هاییکه همه گیر است
خیالم با تو درگیر وسرم خالی ز رویاها
تنم داغ تب بیماری عشقی که جان گیر است
سالها راه امده ام لیک هزاران پیچ در راهم نمایان
تو گویی می رسد خاتمه این راهی که شب گیر است
در این کنج اتاق سرد تنهایی هر سو غمی دندان نماید
من اما مات تیزی رهم با چاه هایی که شمن گیر است
خیالم می گریزد در پناهگاه کلام وجمله های غرق تکرار فروغ غصه هاییکه به اجبار خزانی که جهانگیر است.
دامن زرد خزان پوشید باز با کهمه تن پوشی گران منطره ها
تا به تکرار پر کند این چاله های عمر را عمری که نفس گیر است

برچسب: نویسنده: اشکان زارعی‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 16:00

صفحه بندی