خرید بک لینک

طعنه می زنی الوند

طعنه می زنی الوند

به سپیده ی سپید امید سوگند
به شب سیاه من بسته ای صدها بند
خزان زده جانم زسودای عشقت
به روزگاران رفته از انتظارت در بند
خرد گشت زیر گام غرورت غرورم
ای که از رسایی قدت طعنه می زنی الوند
ماه چقدر حقیر می شودگاه دیدار شیرینت
خورشید گویی زمین می خورد از اوج بلند
یادت کاروانها غزل برویاند به صحرای دلم
دردت شیرین غمت گواه سودای کمند
تو شاهد خودسوزی منی زیر این شراره ها
تو گواه حقارت منی در بام قله ی سمند
از این بیش مسوزان استخوان پشت مرا
بیش منت منه بر من شده ام کافر درگاه خداوند
رسم عاشق کشی ات تیر سه شعبه است سخت
رسم سر سپردن من کیش وماتی ام در این نبرد

برچسب: نویسنده: اشکان زارعی‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 16:00

صفحه بندی