خرید بک لینک

برهوت عشق

برهوت عشق

دردمندم روز وشب دردمندی خیره سر
من بروز بعدی حضورم گویی آتش میشوم درهر گذر
سایه ام در دو جهان بی تاب دیدارش شده
سینه ای غرق گناه اما گدازان خون جگر
خواستم پنهان بسوزانم جهانی را زخشم
سد شکسته جان من در این میانه بی خبر
آخرش خونابه خوردن کرد با من کار خود
دست خالی آرزوها رفته بر باد بی اثر
غم جرا بامن جنین کرد گفته اند تقدیر توست
پشت من زخمی خنجر روبرویم برهوتی پرشرر
وای بر من گر که صید روز مره گی شوم
بخت تیپا خورده را چون آورم تاثیر گر
برد از یادم کمند شیر گیری را غمت
تا چنین در دام غمها آید این دل در ضرر
شمع نیمه جان امید وسط میدان ماند
رخت بر بسته زمان این دشمن غداره گر

برچسب: نویسنده: اشکان زارعی‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 16:00

صفحه بندی